نامه هایی هست که هرگز نمی نویسم . چطور می شود نوشت - نمی خواهم دروغی بشنوم ؟ اصلا درخواست ساده ای نیست . می توانی نشنویی . یعنی فاعل تویی . باید بروی . پس به دیگری ارتباطی ندارد . نمی شود نوشت مراقب باش متنفرم نکنی . وقتی تجربه اش نباشد درخواستت بی معناست . وقتی هم تجربه اش هست یعنی کاری از دست هیچ کدامتان بر نمی آید . یعنی تا دروغی نشنوی و متنفر نباشی چطور ممکن است هشداری بدهی یا وقتی متنفری و منزجر هشدار دادنت چه معنایی دارد . آیا غیر از این است که با استیصال التماس می کنی که بیشتر متنفرم نکن در این صورت وقتی نمی توانی بگویی نمی خواهم دروغی بشنوم باید جاکن شوی باید نباشی .
قدرت سیاسی
قدرت پدیده ی کثیفی است و ما در پی تسخیر این کثافتیم . در ارزیابی قدرت سیاسی تقریبا تمامی نیروهای سیاسی به این امر معتقدندکه قدرت سیاسی الوده به کثافت است . از برداشت روسوی گرفته تا ماکیوالیستی و آنارشیستی و مارکسیستی . نیروهای راست عموما در تیریبونهای عمومی سعی در انکار این امر دارند . اما در پس زمینه ی اندیشه اشان این کثافت را مثبت ارزیابی کرده واین امر را از خصایص قدرت می دانند. ((یا به زبان دیگر آن را به خصوصیات ذاتی انسان ارجاع می دهند)) و چنین ساختاری را برسازنده ی نظم اعلام می کنند . آنارشیستها به عنوان رسمی ترین نیروهای ضد قدرت شناخته می شوند و مسلما همین نگرششان باعث می شود هرگز در دایره قدرت قرار نگیرند چرا که تخاصمشان تنها با قدرت حاکم نیست و هر اوتوریته ای را در دایره ی این تخاصم قرار می دهند . .و اما مارکسیستها برخوردی چند وجهی با مقوله ی قدرت دارند . از سوی دولت را نماینده ی قدرت می دانند که نقشش سرکوب یک از دو طبقه ی متخاصم( پورلوتر و بور ژوا) است . و بر کثیف بودن نقش سرکوبگرانه ی دولت صحه میگزارند اما از سوی با این که ماهیت دولت را تغییر ناپذیر میدانند خود برای بدست گیری...
نظرات