قدرت پدیده ی کثیفی است و ما در پی تسخیر این کثافتیم . در ارزیابی قدرت سیاسی تقریبا تمامی نیروهای سیاسی به این امر معتقدندکه قدرت سیاسی الوده به کثافت است . از برداشت روسوی گرفته تا ماکیوالیستی و آنارشیستی و مارکسیستی . نیروهای راست عموما در تیریبونهای عمومی سعی در انکار این امر دارند . اما در پس زمینه ی اندیشه اشان این کثافت را مثبت ارزیابی کرده واین امر را از خصایص قدرت می دانند. ((یا به زبان دیگر آن را به خصوصیات ذاتی انسان ارجاع می دهند)) و چنین ساختاری را برسازنده ی نظم اعلام می کنند . آنارشیستها به عنوان رسمی ترین نیروهای ضد قدرت شناخته می شوند و مسلما همین نگرششان باعث می شود هرگز در دایره قدرت قرار نگیرند چرا که تخاصمشان تنها با قدرت حاکم نیست و هر اوتوریته ای را در دایره ی این تخاصم قرار می دهند . .و اما مارکسیستها برخوردی چند وجهی با مقوله ی قدرت دارند . از سوی دولت را نماینده ی قدرت می دانند که نقشش سرکوب یک از دو طبقه ی متخاصم( پورلوتر و بور ژوا) است . و بر کثیف بودن نقش سرکوبگرانه ی دولت صحه میگزارند اما از سوی با این که ماهیت دولت را تغییر ناپذیر میدانند خود برای بدست گیری...
نظرات